شاه نعمت‌الله ولی

غزل 48 | جام گیتی نماست این دل ما

جام گیتی نماست این دل ما

خلوت کبریاست این دل ما

در دل ما جز او نمی گنجد

روز و شب با خداست این دل ما

کُنج دل گنجخانهٔ شاه است

مخزن پادشاست این دل ما

ما و دل هر دو خواجه تاشانیم

یار همدرد ماست این دل ما

دردمندیم و درد می نوشیم

دُرد دردش دواست این دل ما

در خرابات عشق دل گم شد

تو چه دانی کجاست این دل ما

نعمت الله از دل ما جو

که بدو آشناست این دل ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.