شاه نعمت‌الله ولی

غزل 89 | خوش حضوریست بزم ما دریاب

خوش حضوریست بزم ما دریاب

هرچه می بایدت بیا دریاب

می جام فنا چه می نوشی

ذوق خمخانهٔ بقا دریاب

در خرابات دُرد دردش نوش

زان شفاخانه این دوا دریاب

قطره و موج و بحر و جو آبند

عین ما را به عین ما دریاب

رند مستی اگر طلب داری

بر سر کوی او مرا دریاب

نعمت الله را به دست آور

مظهر حضرت خدا دریاب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.