شاه نعمت‌الله ولی

غزل 217 | دامن دلبر اگر آری به دست

دامن دلبر اگر آری به دست

نیک باشد ور نیاری آن به دست

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چشم مستش توبهٔ ما را شکست

چشم ما بسته خیالش در نظر

نور دیده خوش به جا دارد نشست

شاهبازی رفته بود از دست ما

باز آمد شاهباز ما به دست

حق پرست کاملی دانی که کیست

آنکه او از خودپرستی باز رَست

عاقلان در نیست و هست افتاده اند

عشقبازان فارغند از نیست و هست

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید نعمت الله رند و مست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.