ابوسعید ابوالخیر

رباعی 321 | چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار

چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار

شد اشک فشان به پیش آن سیم عذار

در سیل سرشک عکس رخسارش دید

نقش عجبی بر آب زد آخر کار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.