شاه نعمت‌الله ولی

غزل 466 | آب چشم ما به هر سو رو نهاد

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

روی خود بر روی ما نیکو نهاد

جان به عاشق می‌ دهد معشوق ما

این چنین رسم نکویی او نهاد

پیر ما بزم خوش مستانه‌ ای

گر نظر داری ببین تا چون نهاد

عشق سرمست است و می‌گوید سخن

گفتگوی عقل را یک سو نهاد

جان ما آئینه گیتی‌ نما است

ساده ‌دل با دوست رو بر رو نهاد

خوش بهشت جاودان دارد چو ما

هر که با خاک درش پهلو نهاد

نعمت‌الله را به عالم عرضه کرد

در دل عشاق جست و جو نهاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.