شاه نعمت‌الله ولی

غزل 596 | مرغ زیرک بین که یاهو می زند

مرغ زیرک بین که یاهو می زند

روز و شب با اوست کو کو می زند

ذهن تیرانداز ما بر هر نشان

می شکافد مو و بر مو می زند

در خرابات مغان سلطان عشق

خیمهٔ دولت به هر سو می زند

باش یک رو در طریق او که او

بوسه ها بر روی یک رو می زند

شهر دل را شه عمارت می کند

سنجقش بر برج و بارو می زند

می نوازد مطرب عشاق ساز

ساز چون نیکوست نیکو م یزند

نعمت الله رند سرمستی بود

ساغر می شادی او می زند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.