شاه نعمت‌الله ولی

غزل 824 | چهار حضرت در یکی حضرت نگر

چهار حضرت در یکی حضرت نگر

نعمت الله بین و آن نعمت نگر

ما می میخانه را کردیم نوش

همدم ما شو دمی همت نگر

چشم بینا گر تو را داده خدا

چشم بگشا حضرت عزت نگر

عالمی را نقش بسته در خیال

گر نظر داری درین قدرت نگر

دنیی و عقبی به همدیگر ببین

در وجود این و آن حکمت نگر

رحمت او داده عالم را وجود

عام باشد رحمتش رحمت نگر

در خرابات مغان در نه قدم

سید مستان این حضرت نگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.