شاه نعمت‌الله ولی

غزل 975 | دردمندیم و از دوا فارغ

دردمندیم و از دوا فارغ

مستمندیم و از شفا فارغ

مبتلائیم و از بلا ایمن

بینوائیم و از نوا فارغ

در وصالیم و فارغ از هجران

در بقائیم و از فنا فارغ

ما طلبکار او و او با ما

یار جویای ما و ما فارغ

بندگانیم و ایمن از سید

پادشاهیم و از گدا فارغ

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.