شاه نعمت‌الله ولی

غزل 1086 | گدای عشقم و سلطان عالم

گدای عشقم و سلطان عالم

غلام خاتم و خاقان عالم

مرید یارم و پیر خرابات

ندیم دردم و درمان عالم

جهان جسم است و من جان جهانم

چه جای جان ، منم جانان عالم

خراباتست و من مست خرابم

حریف ساقی رندان عالم

ندارم با سوی الله هیچ میلی

به جان جملهٔ مردان عالم

جمال بی مثال او عیان است

نظر فرما تو در اعیان عالم

بیا از نعمت الله جو نوائی

چو می جوئی نوا از خان عالم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.