شاه نعمت‌الله ولی

غزل 1167 | ما خراباتیان جان بازیم

ما خراباتیان جان بازیم

محو سر خلوت رازیم

عالمی مست ذوق ما گردند

گر زمانی به خلق پردازیم

مطرب ما ز جان نوا یابد

ساز عشاق را چو بنوازیم

سرخوشیم و حریف خماریم

با لب جام باده دمسازیم

دلبر نازنین ما بر ماست

ما به آن نازنین همی نازیم

جان ما چون حجاب جانان است

از میان شاید ار براندازیم

بندهٔ ترک سرخوش خویشیم

سید عاشقان شیرازیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.