شاه نعمت‌الله ولی

غزل 1320 | در خرابات مغان ما را بجو

در خرابات مغان ما را بجو

رند سرمستی خوشی آنجا بجو

همچو قطره چند گردی در هوا

خوش روان شو سوی ما دریا بجو

هر دو عالم را به این و آن گذار

حضرت یکتای بی همتا بجو

خوش در آ در بحر بی پایان ما

تشنهٔ آب حیات از ما بجو

هر کجا کنجیست گنجی درویست

گنج او در جملهٔ اشیا بجو

گرد جو گردی برای آبرو

حاصل از دریا و جو ما را بجو

نعمت الله جو که تا یابی مراد

شارح اسما طلب اسما بجو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.