شاه نعمت‌الله ولی

غزل 1394 | تا ببیند روی خود در آینه

تا ببیند روی خود در آینه

کرده پیدا خواب و درخور آینه

صورتش در آینه بنمود رو

گشته ز آن معنی مصور آینه

هر نفس جامی دهد ساقی مرا

بخشدم هر لحظه دیگر آینه

آینه با او نشسته روبرو

او تجلی کرده خوش بر آینه

روی او در آینه بیند عیان

هر که را باشد منور آینه

تا شود روشن تو را اسرار او

آینه بردار و بنگر آینه

ساغر می نوش کن شادی ما

نعمت الله را ببین در آینه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.