شاه نعمت‌الله ولی

قطعه 41 | شیخ الاسلام احمد جامی

شیخ الاسلام احمد جامی

که دم مرده از دمش حی شد

می اوشد عسل چنین گویند

منکر او مشو مگو کی شد

باز رندی دگر به یک جذبه

خم او پاک خالی از می شد

نه میش ماندنی عسل در خم

شکرش رفت و خالی از می شد

گرچه تبدیل خلق خوش باشد

لیک آن خوشتر است لاشی شد

نعمت الله که میرمستان است

فانی از خویش و باقی از وی شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.