ابوسعید ابوالخیر

رباعی 502 | جانست و زبانست زبان دشمن جان

جانست و زبانست زبان دشمن جان

گر جانت به کارست نگه‌دار زبان

شیرین سخنی بگفت شاه صنمان

سر، برگ درختست، زبان باد خزان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.