شمس مغربی

غزل 67 | مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید

مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید

هلال‌آسای ابرو می‌نماید

سر از جیب پری‌رویان برآرد

رخ از روی پری‌رو می‌نماید

به هر سوزان کنم هردم توجه

که رویت هردم از سو می‌نماید

پریشان زان شوم هردم که زلفت

دلم را ره به یک سو می‌نماید

مرا اندر خم چوگان زلفت

جهان جان و دل رو می‌نماید

خیال قامتت بر طرف چشمم

چو سروی بر لب جو می‌نماید

ز خالت غارت ترکانه آید

اگرچه همچو هندو می‌نماید

به چشم مغربی از غمزه توست

هر آن سحری که جادو می‌نماید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.