شمس مغربی

رباعی 4 | کس نیست کزو بسوی تو راهی نیست

کس نیست کزو بسوی تو راهی نیست

بی‌مستی او سنگ و گل و کاهی نیست

یک ذرّه ز ذرات جهان نتوان یافت

کاندر دل او ز مهر تو ماهی نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.