ابوسعید ابوالخیر

رباعی 592 | ما را نبود دلی که کار آید از او

ما را نبود دلی که کار آید از او

جز ناله که هر دمی هزار آید از او

چندان گریم که کوچه‌ها گِل گردد

نِیْ روید و ناله‌های زار آید از او

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.