ابوسعید ابوالخیر

رباعی 641 | عشقم دادی ز اهل دردم کردی

عشقم دادی ز اهل دردم کردی

از دانش و هوش و عقل فردم کردی

سجاده‌نشین باوقاری بودم

مِی‌خواره و رند و هرزه‌گردم کردی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.