شعر 5 | مگر از شبلی آن یکی پرسید
مگر از شبلی آن یکی پرسید
چون ورا دید مرد دانش و دید
که من العارف؟ او به لفظ عرب
گفت: فی الحال هاهنا، فذهب
مرد ره را چه جای استادن
هر دمش مردنی است در زادن
جان که نبود بدین حیات گرو
هر زمان مرد و زنده گشت ز نو
هرکه در زندگی خویش نمرد
جز به اکراه جان به حق نسپرد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.