ابوسعید ابوالخیر

رباعی 675 | بی‌پا و سرانِ دشتِ خون‌آشامی

بی‌پا و سرانِ دشتِ خون‌آشامی

مُردند ز حَسْرَت و غَمِ ناکامی

مِحْنَت‌زدگانِ وادیِ شوقِ تو را

هِجْران کُشَد و اَجَل کِشَد بدنامی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.