صائب

شعر 338 | رَفتن از عالَمِ پُرشور، بِه از آمدن است

رَفتن از عالَمِ پُرشور، بِه از آمدن است

غنچه، دل‌تَنگ به باغ آمد و؛ خندان، برخاست!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.