شعر 25 | از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد؟
از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد؟
کین عیش چنین باشد، گه شادی و گه درد
گر خوار کند مهتر، خواری نکند عیب
چون باز نوازد شود آن داغ جفا سرد
صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش
گر خار بَراَندیشی خرما نتوان خورد
او خشم همی گیرد تو عذر همی خواه
هر روز به نو یار دگر مینتوان کرد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.