صائب

غزل 2840 | سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد

سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد

که چون پرگار گرد نقطه‌ای صدبار می‌گردد

ندارد همچو من دیوانه‌ای دامان این صحرا

که کوه از ناله‌ام کبک سبک‌رفتار می‌گردد

حذر کن زینهار از اتفاق دشمن عاجز

که چون پیوسته گردد مور با هم مار می‌گردد

ندارد در جگر آب مروت ابر دریا دل

وگرنه ظرف ما از قطره‌ای سرشار می‌گردد

حباب از ترک سر در یک نفس دریای گوهر شد

خوشا مستی که در میخانه بی‌دستار می‌گردد

نماند از درد و داغ عشق آهم در جگر صائب

نسیم از جوش گل بیرون این گلزار می‌گردد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.