اثیر اخسیکتی

غزل 78 | دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند

دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند

مردانه‌وار سود و زیان را همی‌زند

با هجر تو حریف سه یک نقش‌ ... خوش

وان پاکباز هر دو جهان را همی‌زند

مائیم و نیم جانی در پای صد بلا

این بار دست پر زده آن را همی‌زند

الحق به سخت‌کوشی سستی نمی‌کند

دل می‌توان شناخت که جان را همی‌زند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.