اثیر اخسیکتی

غزل 179 | روز تو اقبال و فرخ نیستی

روز تو اقبال و فرخ نیستی

گر تماشاگاهش آن رخ نیستی

هم خریداری فتادی قند را

گر لب او نوش پاسخ نیستی

ورنه حسنش داغ یوسف داردی

در جهان اسم تناسخ نیستی

ماه نخشب خود سبق بردی ز خور

گر رخ آن ماه خلخ نیستی

ور ز رویش فال نگرفتی طرب

بزم شاه شرق فرخ نیستی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.