اثیر اخسیکتی

غزل 181 | گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی

گرد ماه از زلف عنبر می‌نهی

پیش جان از لعل شکر می‌نهی

حلقه در گوش دو زنجیر توام

از چه‌ام چون حلقه بر در می‌نهی

بر گل روی تو عشق آورده‌ام

هر دمم زان خار دیگر می‌نهی

چهرهٔ زردم به خون گردی نگار

سکه‌ها نیکو بر این زر می‌نهی

باقد جلدی که در پرواز عشق

سست بالان را بدان درمی‌نهی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.