اثیر اخسیکتی

قطعه 49 | شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت

شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت

آبیم ده ز لطف که پروردهٔ توام

گر عالمم خراب کند غصه کی بود

چون ز آب و خاک نطق برآوردهٔ توام

در دست چرخ ناکس چون من بسی است لیک

زان است غبن من که به کس کردهٔ توام

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.