صائب

شعر 399 | عرق به چهره اش از تاب می نشسته ببین

عرق به چهره اش از تاب می نشسته ببین

به روی آینه عقد گهر گسسته ببین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.