صائب

شعر 120 | ستاره سحر عشق چشم بیدارست

ستاره سحر عشق چشم بیدارست

غبار لشکر غم ناله شرربارست

دلی که نیست در او شور عشق، ناقوس است

رگی که نیست در او پیچ تاب، زنارست

قدم ز دایره خود برون منه صائب

که حصن عافیت نقطه خط پرگارست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.