صائب

شعر 123 | تبسمی که دهد یار ازان دهن جان است

تبسمی که دهد یار ازان دهن جان است

میی که بوسه بر آن لب زد آب حیوان است

دمی که بی سخن عاشقی است شمشیرست

دلی که آب ز تیغی نخورده پیکان است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.