صائب

شعر 153 | هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست

هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست

می شد تمام و نکهت او در کدو بجاست

دخل جهان سفله نگردد به خرج کم

چندان که می برند به خاک آرزو بجاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.