صائب

شعر 197 | تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد

تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد

نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد

روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا

دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.