صائب

شعر 249 | یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند

یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند

خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند

بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند

کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند!

حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او

رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند

سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است

زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.