صائب

شعر 273 | به درویش از تهیدستی گوارا مرگ می گردد

به درویش از تهیدستی گوارا مرگ می گردد

خزان فصل بهار مردم بی برگ می گردد

چراغی را که روغن می کشد دودی نمی باشد

ندارد آه حسرت هر که شادی مرگ می گردد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.