صائب

شعر 289 | ز دندان ریختن حرص کهنسالان فزونتر شد

ز دندان ریختن حرص کهنسالان فزونتر شد

لب پرشکوه گردد چون صدف خالی ز گوهر شد

کند اقبال دنیا سخت، دلهای ملایم را

نمی گیرد به خود نقش نگین چون موم عنبر شد

سبکسیرست دولت، پایداری برنمی تابد

ازان ظلمت ز آب زندگی رزق سکندر شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.