صائب

شعر 307 | ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید

ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید

مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید

ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها

به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید

نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع

که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.