صائب

شعر 312 | آن که چشمان ترا نشأه بیهوشی داد

آن که چشمان ترا نشأه بیهوشی داد

مستمندان ترا ذوق جگرنوشی داد

لب فرو بستنم از ناله ز بی دردی نیست

نفس سوخته ام سرمه خاموشی داد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.