صائب

شعر 354 | سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خورد

سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خورد

چو رشته غوطه به سرچشمه گهر می خورد

سفر گزین که به چشم جهان شوی شیرین

عزیز مصر شب و روز این شکر می خورد

خوش آن ملال که از آستین مرهمیان

نسیم سوده الماس بر جگر می خورد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.