صائب

شعر 421 | کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟

کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟

رنگ شکسته راز دلم برملا نکرد

تنها نبرد جلوه او شمع را ز جای

سرزنده ای نماند که بی دست و پا نکرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.