صائب

شعر 521 | شکار جذبه توفیق شد گریبانم

شکار جذبه توفیق شد گریبانم

دگر چه خار تواند گرفت دامانم؟

به کوی دوست رسیدم ز راه ساده دلی

ز جیب کعبه برآورد سر بیابانم

مرا به رد و قبول زمانه کاری نیست

چو چشم آینه در خوب و زشت حیرانم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.