صامت بروجردی

غزل 54 | آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش

آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش

در چین سر زلف تو با ناز خرندش

اندیشه چه داری ز خطاکردن تیرت

گر بگذر از دیده بدل باز خرندش

اسرار غم عشق تو نایاب متاعی است

کو را نتوان مردم غمساز خرندش

بی‌قدرتری از دل عاشق نبود لیک

از بهر نگهداشتن راز خرندش

پس خاصیت اشک شب هجرد گر چیست

از زهد و ریا گرنه که ممتاز خرندش

راضی مشو افشا شود آوازه حسنت

خوار است متاعی که به آواز خرندش

در بندگی ار خاک شود هیکل (صامت)

مشکمل که از این طالع ناساز خرندش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.