صغیر اصفهانی

غزل 394 | تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری

تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری

تا چند پرده پوشی تا چند پرده داری

گر باده ماند باقی از بزم بی نخاقی

جامی بیار ساقی مردیم از خماری

در بزم شاد و خندان بنشسته شهسواران

بردند گوی میدان طفلان به نی سواری

شایستهٔ نمایش هشیاریست و دانش

تا چند جهد و کوشش بر ضد هوشیاری

علم و ادب بباید تا بر شرف فزاید

بی دانشی نزاید الا که طفل خواری

خلق جهان سراسر بیچاره‌اند و مضطر

جز حق، صغیر دیگر از کس مخواه یاری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.