مثنوی 62 | از یاد خدا مباش غافل
از یاد خدا مباش غافل
طاعت به ریا مساز باطل
از دست و زبان دلی میازار
رفعت طلبی دلی بدست آر
پرداز به لطف و مهربانی
کن خدمت خلق تا توانی
بگذر ز غرور و خودپرستی
بنگر که چه میشوی چه هستی
خود میدروی هر آنچه کاری
جز کشتهٔ خویش بر نداری
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.