صغیر اصفهانی

قطعه 42 | هزار شکر که هرچند خامه فرسودم

هزار شکر که هرچند خامه فرسودم

دهان به مدح و به ذم کسی نیالودم

مرا نبود طمع خلق را کرم زین رو

من از معاملهٔ هجو و مدح آسودم

به هیچ قیمت نفروختم جواهر خویش

به کس برای صلت هیچ مدح نسرودم

خلاف آنکه بانده زید ز طالع بد

من از مساعدت بخت خویش خوشنودم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.