غزل 76 | جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست
جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست
سر مرا به جز این در، حوالهگاهی نیست
عَدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم
که تیغِ ما، به جز از نالهای و آهی نیست
چرا زِ کویِ خرابات روی برتابم؟
کز این بِهَم به جهان، هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گَر بزند آتشم به خرمنِ عمر
بگو بسوز که بر من به برگِ کاهی نیست
غلامِ نرگسِ جَمّاشِ آن سَهی سروم
که از شراب غرورش به کس، نگاهی نیست
مباش در پیِ آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعتِ ما غیر از این، گناهی نیست
عِنانکشیده رو ای پادشاهِ کشورِ حُسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست!
چنین که از همهسو، دامِ راه میبینم
به از حمایتِ زلفش، مرا پناهی نیست
خزینهٔ دلِ «حافظ» به زلف و خال مده
که کارهای چنین، حدِّ هر سیاهی نیست
تعبیر
فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.
تعبیر عامیانه
این فال نه خیلی شیرین است نه بنبست. کار پیش میرود، ولی امروز نتیجه را نخواه. حافظ اینجا ریا را میزند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه میخواهد همان را بگو.
تعبیر نو
پیام فال حرکت با طمأنینه است. سفر یا جابهجایی نیت، بدون عجله و با آمادگی، بهتر جواب میدهد.
معنی
غزل با «جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست» شروع میشود. می و ساقی رمز رهایی دلاند. غزل میخواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یکشبه نداشته باشید.
کار و زندگی
جابهجایی، سفر کاری یا تغییر جا در نیت شماست. زمانبندی را با مشورت ببندید.
توصیه
صبور بمانید، اما پیگیری را قطع نکنید. نتیجه با استمرار میآید.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.