صفایی جندقی

غزل 289 | سرشک دیده اگر رشک آب جو نکنم

سرشک دیده اگر رشک آب جو نکنم

به خاک پای تو تحصیل آبرو نکنم

نشان خاک درت بر جبین من پیداست

به آب چشمش اگر پاک شست و شو نکنم

مرا به وادی عشق تو نیست یک سر خار

که هر دقیقه به دل صد رهش فرو نکنم

اگر به هجر نباشد مرا امید وصال

خدا گواست که جز مردن آرزو نکنم

مرا رضای تو باید به سهو اگر کاری

خلاف رای تو کردم دگر بگو نکنم

خبر ز راز من ای خامه می بری به رقیب

گناه من که دگر با توگفتگونکنم

به عشق دوست مرا از قدیم الفت هاست

به حکم عقل نوآموز ترک او نکنم

کجا بر آن سر زلف دو تا زنم دستی

اگر به پای تو بالای خود و تو نکنم

هزار چاک به دامان تقویم نگری

اگر به تار ریا دم به دم رفو نکنم

درست نیست صفایی مرا به کیش وفا

هر آن نماز که با خون دل وضو نکنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.