ادیب الممالک

قطعه 132 | شبی در روستا مهمان خود خواند

شبی در روستا مهمان خود خواند

مرا در خانه پیری طاعن السن

همی گفت ای دریغ از هوش این خلق

که نشناسد مذنب را ز محسن

گرانی زان فتاد اندر ورامین

که کشتش جمله ارزانی است بر سن

چرا باری نسوزانند سن را

مگر نشنیده اند السن بالسن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.