شعر 32 | بسیج می کن ای فرخنده اوصاف
بسیج می کن ای فرخنده اوصاف
بشارت ده که سیمرغ آمد از قاف
غباری کز زمین در راه او خاست
مصفاتر بد از آئینه صاف
گذشت ادوار ما قبل از بد و نیک
از این پس دوره عدلست و انصاف
بزعم جرعه نوشان صفابخش
نماند اندر صراحی درد اجحاف
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.