صفی علیشاه

شعر 41 | خداوند ذوالجلال روان‌بخش ذوالکرم

خداوند ذوالجلال روان‌بخش ذوالکرم

بر آرنده حدوث بر آزنده قدم

منزه ز چون و چند مقدس ز کیف و کم

نه در بود او زوال نه در داد او ستم

کند هست هر چه را بهستی است مستحق

بوجه کمال کرد تجلی ز عیب ذات

هویدا شد از تمام در اسماء و در صفات

رخ از موهبت نمود بمرآت ممکنات

هر آن ممکنی گرفت زوی خلعت حیات

شد آیات رحمتش شئونات ما خلق

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.