شعر 295 | تو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
تو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
که بر انجاح حاجاتست مغنی
ز بعد از آنکه آن سلطان ذاتش
غنی کرد از تمام ممکناتش
نمودش بهر انجاح مطالب
بموجودات مغنی ذات واجب
غنای حق ازو چون ظل ممدود
رسد بیفاصله بر کل موجود
به نسبت باز اشیاء را بمعنی
بهم فرمود حق محتاج و مغنی
غنی باشد ز جوی و شط اگریم
بود محتاج آب آسمان هم
بدانی تا تو حق ذوالمنن را
غنای او و فقر خویشتن را
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.